ساده اما پر محتوا



![]() |
|
|
باز هم جمعه ای دیگر گذشت و یار نیامد... شد شرح از شوق دیدار تو بیدارم بیا
از غم هجران تو ای دوست بیمارم بیا
گوشه ی چشمی نشان دادی و رخ برتافتی
رفتی و پنهان شدی،کردی گرفتارم بیا
من ندارم طاقت یعقوب گر تو یوسفی
بیش از این جانا نده اندوه و آزارم بیا
چون گدایان بر سر راه تو باشم منتظر
ای عزیز روزگار آخر مکن خوارم بیا
نیست در من صبر ایوب و ندارم عمر نوح
ای طبیبا رحم کن بر درد بسیارم بیا
نوشته شده توسط مهران | لينک ثابت |
آخرين مطالب:
|