تبليغاتX
ساده اما پر محتوا خانهايميلآرشيوRss
Search

در اينترنت در وبلاگ ميان صفحات فارسي
امشب شب تاسوعاست...
موضوع: داستان های آموزنده از معصومین جمعه چهارم دی 1388 1:9 بعد از ظهر

عالم عشق تو چیزی دیگر است *** محشرم نام تو نامت محشر است
کوثر کام تو کام کوثر است *** کاسه ی دست تو جام کوثر است
برق چشمان تو شمشیر خدا *** بچه شیر سوم شیر خدا...


http://www.sharemation.com/sheydaei2/milad/abalfazlm.jpg

امشب شب تاسوعاست...
فرقی نمیکنه چه دینی داری،چه مذهبی داری،دشمنشی یا دوستشی...
فرقی نمیکنه اهل کدوم شهر یا کشوری...
فرقی نمیکنه چه حاجتی داری، مریض داری، قرض داری، عشق گمشده داری یا ...
هر چی میخوای فقط بگو یا باب الحوائج قسم به وقتی دست از تنتان جدا شد حاجتمان را بده...

نگار دل زارم صفا بخش مزارم *** به جز عشق جمالش به دل خویش ندارم
قرارم بهارم شعارم همه دارو ندارم *** که باشد به شب اول قبرم به کنارم
نوشته شده توسط مهران | لينک ثابت |

پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است؟آهی کشید و گفت ماه محرم است...
موضوع: داستان های آموزنده از معصومین پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 8:32 بعد از ظهر


محرمه تو تمومه دلیل بودنمه
فشار بغض گلومه زخمی که رو تنمه
دوباره انگار که یکی میون این قلب منه
روضه ی عباس میخونه دلم رو آتیش میزنه

فرا رسیدن ماه محرم، ماه پیروزی خون بر شمشیر بر تمام عاشقان اهل بیت تسلیت باد.

دکترعلی شریعتی:

اين كه حسين(ع) فرياد مى‏زند كه: «آيا كسى هست كه مرا يارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ينصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند كه كسى نيست كه او را يارى كند و انتقام گيرد؟ اين «سؤال»، از آينده است و از همه ماست و اين سؤال، انتظار حسين را از عاشقانش بيان مى‏كند
نوشته شده توسط مهران | لينک ثابت |

موضوع: آموزش جمعه سیزدهم آذر 1388 5:39 بعد از ظهر
قالَ علیه السلام : إنّا نُحیطُ عِلْما بِاءنْبائِکُمْ، وَ لا یَعْزُبُ عَنّا شَیْى ءٌ مِنْ اءخْبارِکُمْ.
ترجمه :
فرمود: ما بر تمامى احوال و اخبار شما آگاه و آشنائیم و چیزى از شما نزد ما پنهان نیست .

حضرت مهدی (عج)  فرمودند :

ما ارغم انف الشیطان بشی ء مثل الصلاة فصلها و ارغم انف الشیطان

هیچ چیز مثل نماز بینی شیطان را به خاک نمی مالد و او را خوار نمی کند ، پس نماز بخوان و بینی شیطان را به خاک بمال .

امام حسين (عليه السلام):

«... اما ان الصابر فى غيبته على الاذى والتكذيب، بمنزلة المجاهد بالسيف بين يدى رسول الله صلى الله عليه و آله».

... به تحقيق كه صبركنندگان در غيبتش بر اذيت ها و تكذيب ها، مانند مجاهدان با شمشير در سپاه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)هستند

نوشته شده توسط مهران | لينک ثابت |

احادیث رضوی - یا غریب القربا
موضوع: داستان های آموزنده از معصومین پنجشنبه هفتم آبان 1388 10:44 بعد از ظهر

 

قربون غریبیت آقا... کی میگه شما غریبی! مشهد شما آرامش بخش غریباس!!!شما اینجا داری سروری میکنی قربونت برم... غریب امامیه که تو خاک خودش یه سایه بون نداره...یه زائر نداره...غریب امامیه که تو خاک خودش سر از تنش جدا کردن...غریب علمداریه که دست از تنش جدا کردن...شما اینجا پادشاهی... تورو قسم می دم به غریبیه امام زمان امشب مارو یادت نره!

» قالَ عليه السلام : الْمَلائِكَةُ تُقَسِّمُ اءرْزاقَ بَنى آدَمِ ما بَيْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إ لى طُلُوعِ الشَّمْسِ، فَمَنْ نامَ فيما بَيْنَهُما نامَ عَنْ رِزْقِهِ.

» ترجمه :
فرمودند :ما بين طلوع سپيده صبح تا طلوع خورشيد ملائكه الهى ارزاق انسان ها را سهميه بندى مى نمايند، هركس در اين زمان بخوابد غافل و محروم خواهد شد.

منبع : وسائل الشّيعة : ج 6، ص 497، ح 6533.

-------------------------------------------------------------------------------------

» قالَ عليه السلام : صاحِبُ النِّعْمَةِ يَجِبُ عَلَيْهِ التَّوْسِعَةُ عَلى عَيالِهِ.

» ترجمه :
فرمود : هر كه به هر مقدارى كه در توانش مى باشد، بايد براى اهل منزل خود انفاق و خرج كند.

منبع : وسائل الشّيعة : ج 21، ص 540، ح 27807.

-------------------------------------------------------------------------------------

» قالَ عليه السلام : اءوَّلُ ما يُحاسَبُ الْعَبْدُ عَلَيْهِ، الصَّلاةُ، فَإ نْ صَحَّتْ لَهُ الصَّلاةُ صَحَّ ماسِواها، وَ إ نْ رُدَّتْ رُدَّ ماسِواها.

» ترجمه :
فرمود: اوّلين عملى كه از انسان مورد محاسبه و بررسى قرار مى گيرد نماز است ، چنانچه صحيح و مقبول واقع شود، بقيه اعمال و عبادات نيز قبول مى گردد وگرنه مردود خواهد شد.

منبع : مستدرك الوسائل : ج 3، ص 25، ح 4.

-------------------------------------------------------------------------------------

» قالَ عليه السلام مَنْ تَذَكَّرَ مُصابَنا، فَبَكى وَ اءبْكى لَمْ تَبْكِ عَيْنُهُ يَوْمَ تَبْكِى الْعُيُونُ، وَ مَنْ جَلَسَ مَجْلِسا يُحْيى فيهِ اءمْرُنا لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ.

» ترجمه :
فرمود: هر كه مصائب ما اهل بيت عصمت و طهارت را يادآور شود و گريه كند يا ديگرى را بگرياند، روزى كه همه گريان باشند او نخواهد گريست ، و هر كه در مجلسى بنشيند كه علوم و فضائل ما گفته شود هميشه زنده دل خواهد بود.

منبع : وسائل الشّيعة : ج 14، ص 502، ح 19693.

نوشته شده توسط مهران | لينک ثابت |

یارب الحسین به حق الحسین عشف صدر الحسین به ظهور الحج
موضوع: مطالب جالب و خواندنی پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 1:7 بعد از ظهر

در عرب رسم بوده در ماههای حرام جنگ را تعطیل می کردند
ولی قبایلی که هنوز جنگشان تمام نشده بود
برای انکه بفهمانند ما هنوز جنگ داریم
پرچمی سرخ بر فراز خیمه هاشان می نشاندند

کربلا که می روی می بینی ظاهرا جنگ پایان یافته
حسین کشته شده
و یزید پیروز میدان است

اما چو نیک بنگری
بر فراز گنید طلایی حسین
پرچمی سرخ را در احتزاز خواهی دید

و این یعنی حسین می گوید
جنگ ما به پایان نرسیده
بگذارید این سالهای حرام بگذرد
و از پس این سالها
مهدی خواهد آمد

نوشته شده توسط مهران | لينک ثابت |

شاید این جمعه بیاید شاید
موضوع: مطالب جالب و خواندنی پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 1:3 بعد از ظهر
 

در احادیث جدیدی که به ما رسیده است منقول است که امام فرموده اند:
کسی که چند تا غاز داشته باشه دم غروب وقتی به خونه برمیگردند اگه یکی از اونا کم شده باشه صاحبش هر چند لحظه میاد دم در ببینه اون اومده یا نه
شیعیان من اگه به اندازه ی همین صاحب غاز انتظار دیدن منو داشته باشن من ظهور میکنم
تیریم که بسته بر کمانیم
لطفی که به چله در نمانیم
لنگیم فتاده در تف طور
وز لحظه ی دیدن تو مسرور
ما را مددی که مست گردیم
بیرون ز هر انچه هست گردیم.....

نوشته شده توسط مهران | لينک ثابت |

معجزات قرآن کریم از دید ریاضی (جالبه)
موضوع: مطالب جالب و خواندنی دوشنبه بیستم مهر 1388 5:41 بعد از ظهر

محمد رحمت اللعالمین است...محمد افتخار این سرزمین است

تمام اینهارو خودتون هم میتونید بررسی کنید.
من یه قسمتهایی رو رنگی کردم که توجهتون بیشتر جلب بشه حدس میزنید چرا اون قسمتهارو رنگی کردم؟؟

پديده بى نظيرى که در قرآن وجود دارد، در هيچ کتاب نوشته دست بشر يافت نميشود. هر يک از عناصر قرآن داراى ترکيبى است رياضى: سوره ها، آيات، لغات، تعداد حروف، تعداد کلمات هم خانواده، تعداد و انواع اسم هاى الهى، طرز نوشتن بعضى لغات، عدم وجود يا تغيير عمدى بعضى حروف در بعضى لغات و بسيارى از عوامل ديگر قرآن بغير از محتوياتش، همگى داراى ترکيبى خاص هستند. سيستم رياضى قرآن دو جنبه مهم دارد: (۱) انشاء رياضى، و(۲) ساختمان رياضى قرآن که شامل شماره سوره ها و آيات است. بخاطر اين کد رياضى جامع، کوچگترين تغيير در متن يا ساختمان ترکيبى قرآن، بلافاصله آشکار ميشود.

غير قابل تقليد

براى اولين بار در تاريخ، ما کتابى داريم با اثبات نويسندگى الهى_ ترکيب رياضى ماوراء انسانى.
خوانندگان اين کتاب به آسانى ميتوانند معجزه رياضى قرآن را بررسى کنند. کلمه خدا (الله) در سراسر قرآن با حروف بزرگ و پر رنگ نوشته شده است. در گوشه سمت چپ پايين هر صفحه، مجموع تعداد دفعاتى که کلمه "خدا" از ابتداى قرآن تا آن صفحه تکرار شده است، نوشته شده. شماره نوشته شده در گوشه سمت راست پايين صفحه، مجموع شماره آياتى است که کلمه "خدا" در آنها تکرار شده است. آخرين صفحه کتاب، يعنى صفحه ۶۰۴، جمع کل تعدد تکرار کلمه "خدا" را در قرآن نشان ميدهد که ۲۶۹۸ مرتبه است، يا ۱۴۲۱۹. مجموع شماره آياتى که دارى کلمه "خدا" است، ميشود ۱۱۸۱۲۳، اين عدد هم بر ۱۹ قابل قسمت است: (۱۱۸۱۲۳=۱۹۶۲۱۷).
عدد ۱۹ مخرج مشترک سراسر سيتم رياضى قرآن است.
اين پديده بتنهايى اثبات غير قابل تقليدى است که نشان ميدهد قرآن پيغام خدا است به دنيا. هيچ بشرى نميتوانسته حساب ۲۶۹۸ تکرار کلمه "خدا" و تعداد شماره آياتى را که کلمه "خدا" در آنها تکرار شده است، داشته باشد. اين پديده خصوصا غير ممکن است وقتيکه در نظر داشته باشيم (۱) که قرآن در زمان جهالت و نادانى آشکار شد، و (۲) سوره ها و آيات وحى شده از نظر زمان و مکان وحى با هم فاصله بسيارى داشتند. ترتيبى که سوره ها و آيات در ابتدا فرستاده شد، بکلى با آخرين ترتيب قرار گرفتن شان (ضميمه ۲۳) فرق داشت. اما، سيستم رياضى قرآن تنها به کلمه "خدا" محدود نيست؛ بلکه بسيار گسترده، بسيار پيچيده، و کاملا جامع است.

حقايق ساده

مانند خود قرآن، کد رياضى قرآن از بسيار ساده تا بسيار مشگل تغيير ميکند. حقايق ساده مشاهداتى است که بدون هيچ وسايلى ميتوان آنها را بررسى کرد. حقايق پيچيده به کمک ماشين حساب يا کامپيوتر قابل رويت است. بررسى حقايق زير به هيچ وسيله اى احتياح ندارد، اما خواهشمند است بخاطر داشته باشيد که همه اينها به متن عربى اصلى اشاره دارد:
۱. اولين آيه (۱:۱)، معروف به "بسم الله، شامل......................۱۹ حرف است.

۲. قرآن داراى ۱۱۴ سوره است که ميشود................................۱۹۶ .

۳. مجموع آيات در قرآن ۶۳۴۶ است که ميشود......................۱۹۲۳۴ .

[۶۲۳۴ آيه شماره گذارى شده است و ۱۱۲ آيه (بسم الله) شماره گذارى نشده است که ميشود ۶۲۳۴ =۱۱۲+۶۲۳۴] توجه کنيد که ۶+۴+۳+۶ ميشود...........۱۹ .

۴. بسم الله ۱۱۴ مرتبه تکرار شده است، با وجود غيبت مرموز آن در سوره ۱۹ (درسوره ۲۷ دو بار تکرار شده است ) و ۱۱۴ = ..................................۱۹۶ .

۵. از غيبت بسم الله در سوره ۱۹ تا بسم الله اضافى در سوره ۲۷، دقيقا.......... ۱۹ سوره است.

۶. مجموع شماره سوره ها از۱۹ تا ۲۷ (۲۷+۲۶+......+۱۲+۱۱+۱۰+۱۹) = ۳۴۲ يا ............۱۹۱۸.

۷. اين مجموع (۳۴۲) همچنين مساوى است با مجموع کلمات بين دو بسم الله سوره ۲۷، و ۳۴۲ =.................................۱۹۱۸.

۸. اولين آيات معروفى که اول وحى شد (۵-۱:۹۶) شامل ...........۱۹ کلمه است.

۹. اين اولين وحى ۱۰ کلمه اى، داراى ۷۶ حرف است ..................۱۹ ۴.
۱۰. سوره ۹۶ که از نظر ترتيب زمانى اولين سوره است، داراى ..........۱۹ آيه است.

۱۱. اين اولين سوره از نظر ترتيب زمانى، از آخر قرآن ...............۱۹ همين است.

۱۲. سوره ۹۶ شامل ۳۰۴ حرف عربى است، و ۳۰۴ ميشود............16۱۹

۱۳. آخرين سوره فرستاده شده(سوره ۱۱۰) شامل................۱۹ کلمه است.

۱۴. اولين آيه از آخرين سوره وحى شده (۱:۱۱۰) شامل ........۱۹ حرف است.
۱۵. ۱۴ حرف مختلف عربى، ۱۴ "پاراف قرآنى" مختلف (مانند ا . ل. م، از ۲:۱) را تشکيل ميدهند که در ابتداى ۲۹ سوره قرار دارند. مجموع اين اعداد ميشود ۱۴+۱۴+۲۹=۵۷ يا ۱۹۳.

۱۶. مجموع ۲۹ سوره اى که "پارافهاى قرآن" در آنها آمده است ميشود:
۸۲۲=۶۸+۵۰+..........+۷+۳+۲، و ۸۲۲+۱۴ (۱۴ مجموعه پارافها) ميشود ۸۳۶، يا ۱۹۴۴.

۱۷. بين اولين سوره پاراف دار(۲) و آخرين سوره پاراف دار (۶۸)، ۳۸ سوره بدون پاراف وجود دارد.........................۱۹۳۸.

۱۸. بين اولين و آخرين سوره هاى پاراف دار...................۱۹ مجموعه پاراف دار و بدون پاراف وجود دارد.

۱۹. ۳۰ عدد مختلف در قرآن تکرار شده است: ۱،۲،۳،۴،۵،۶،۷،۸،۱۹،۱۰،۱۱،۱۲، ۱۹،۲۰،۳۰،۴۰،۵۰،۶۰،۷۰،۸۰، ۹۹،۱۰۰،۲۰۰،۳۰۰،۱۰۰۰،۲۰۰۰،۳۰۰۰،۵۰۰۰،۵۰۰۰۰، ۱۰۰۰۰۰، مجموع اين اعداد ميشود ۱۶۲۱۴۶، که ميشود ......۱۹۸۵۳۴.
اين خلاصه فشرده اى بود از معجزات ساده.

انشاء رياضى

قرآن پديده خاض و بى نظيرى در بر دارد که هرگز در کتاب ديگرى يافت نميشود. ۲۹ سوره با ۱۴ مجموعه مختلف به اسم "پارافهاى قرآنى" (امضاء مخفف قرآنى ) آغاز ميشوند که هر کدام شامل يک تا پنج حرف هستند. ۱۴ حرف، يعنى نصف حروف الفباء عربى، در اين مجموعه ها بکار رفته است. اهميت پارافهاى قرآنى از طريق الهى به مدت ۱۴ قرن حفظ شده بود و پنهان مانده بود. قرآن در آيات ۱۰:۲۰ و۶-۲۵:۴ درباره معجزه خود، یعنى اثبات نويسندگى الهى، ميگويد که مقدر شده بود تا براى زمانى تعيين شده از قبل، پنهان بماند:

آنها گويند، "چرا معجزه اى از طرف پروردگارش بر او نيامد "آينده از آن خدا است، پس منتظر باشيد، و من هم با شما منتظر هستم." [۱۰:۲۰]
کسانى که کافر شدند گفتند، "اين دروغى است که او با کمک مردم ديگر جعل کرد. " آنها کفر گفته اند و دروغ. ديگران گفتند، "افسانه هاى قديمى است که او نوشته است؛ براى او شبانه روز ديکته شده." بگو، اين از طرف کسى فرستاده شده است که راز آسمانها و زمين را ميداند. او عفو کنده است؛ مهربانترين.
[۶-۲۵:۴]

پارافهاى قرآن قسمت مهمى از معجزه رياضى قرآن را بر پايه عدد ۱۹، تشکيل ميدهند.

زمينه تاريخى

در سال ۱۹۶۸ به اين نتيجه رسيدم که ترجمه هاى کنونى قرآن به انگليسى، پيغام حقيقى آخرين کتاب خدا را در بر ندارند. براى مثال دو نفر از معروف ترين مترجمان قرآن، يوسف على و مارمادوک پيکتال، هنگام ترجمه ۳۹:۴۵ که معيار عظيم مشخص کننده قرآن است، نتوانستند بر سنتهاى دينى فاسدشان غلبه کنند.
هنگامکه تنها خدا ذکر شود، قلب کسانى که به آخرت ايمان ندارند با بيزارى تنگ ميشود. اما وقتى ديگران در کنار او ذکر شوند، راضى ميشوند.[39:45]
نوشته شده توسط مهران | لينک ثابت |

معجزات علمي قرآن در كيهان شناسي!
موضوع: مطالب جالب و خواندنی دوشنبه بیستم مهر 1388 5:33 بعد از ظهر

محمد رسول الله همیشه رسول الله است

"بسم الله الرحمن الرحيم" 

 

معجزات علمي قرآن در كيهان شناسي!
عمر دنیا و زمین و انبساط آن (بیگ بنگ) - سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی همگی گوشه ای از معجزات قرآن است!



نسبت عمر دنيا به عمر زمين:

سوره ي 50 (ق): آيه ي 38:

"ما آسمان ها و زمين و آنچه در ميان آنهاست در شش روز آفريديم و هيچ گونه رنج و سختي اي به ما نرسيد"

سوره ي 41 (فصلت): آيه ي 9:

"بگو: آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براي او همانندهايي قرار مي دهيد؟ او پروردگار جهانيان است!"

 

امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمين را 4.5 ميليارد سال پيش بيني مي كنند.

اين در حالي است كه عمر دنيا 13.5 ميليارد سال برآورد شده است.

در قرآن آمده كه زمين در دو روز و دنيا در شش روز خلق شد. (عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است).

اگر اين موضوع را با شواهد عيني امروز مقايسه كنيم هيچ كمبودي ديده نمي شود!

عمر دنيا (13.5 ميليارد سال) را بر عمر زمين (4.5 ميليارد سال) تقسيم كنيد.

جواب 3 بدست مي آيد.

اين بدان معناست كه علم امروز نيز به اين مسئله رسيده كه عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است!

 

سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني: 

سوره ي 86 (طارق): آيات 1 تا 3:

"سوگند به آسمان و كوبنده ي شب! و تو نمي داني كوبنده ي شب چيست. همان ستاره ي ثاقب است!"

 در عربي "ثقب" به معناي چاله و "ثاقب" به معناي چيزي است كه چاله را ايجاد مي كند.

نسبيت عام پيش بيني مي كند كه سياه چاله ها از ستاره هاي نوتروني بوجود مي آيند. ستاره هاي نوتروني اكثرا قابل رويت نيستند و تنها با امواج راديويي (پالس ها) رصد مي شوند.

امواج دريافتي از اين ستاره ها طوري به نظر مي رسد كه كسي به جايي مي كوبد! (ستاره ي كوبنده).

باور نداريد؟ گوش كنيد!

قرآن در آسمان ستاره اي كوبنده را معرفي مي كند كه ثاقب است. (چاله ايجاد مي كند).

كلام واضح قرآن در اين مورد جايي براي شك نمي گذارد!

 

بيگ بنگ – بيگ كرانچ و انبساط دنيا:

سوره ي 55 (الرحمن): آيه ي 37:

"آسمان ها روزي دوباره شكاف برمي دارند و مانند گل سرخي باز مي شوند!"

سوره ي 51 (الذاريات): آيه ي 47:

"و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا كرديم و همواره آن را وسعت مي بخشيم!"

سوره ي 21 (الانبيا): آيه ي 104:

"در آن روز كه آسمان را چون طوماري در هم مي پيچيم هماگونه كه آفرينش را آغاز كرديم آنرا باز مي گردانيم. اين وعده اي است كه بر ماست و قطعا آنرا انجام مي دهيم!"

 

با بيان تئوري بيگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.

مدتي بعد به كمك تحقيقات عده اي از دانشمندان مشخص شد كه علاوه بر بيگ بنگ پديده اي به نام بيگ كرانچ هم بايد وجود داشته باشد. و همانطور كه دنيا باز شده روزي به همان نقطه ي آغاز جمع مي شود. (انا لله و انا اليه راجعون).

قرآن اين موضوع را در ابتدا به باز شدن يك غنچه ي گل رز تشبيه مي كند و بيان مي دارد كه با قدرت بي انتهاي خويش در حال گسترش (انبساط) دنيا است!

و روزي همانطور كه اين دنيا را باز كرد دوباره مانند طوماري آنرا در هم خواهد پيچيد. (بيگ كرانچ).

 

و اين سخن حقيقت است!

نوشته شده توسط مهران | لينک ثابت |

شهادت مظلومانه ی امام صادق تسلیت باد.
موضوع: داستان های آموزنده از معصومین دوشنبه بیستم مهر 1388 1:30 بعد از ظهر

خاطره اي ازامام صادق (عليه السلام)
امام درخاطره اي از زمان تبعيد امام موسي کاظم(عليه السلام) به شام بدستور هشام مي فرمايند :
يك روز همراه پدرم از خانه هشام بيرون آمديم. به ميدان شهر رسيديم و ديديم جمعيت بسيارى گردآمده اند. پدرم پرسيد: اينها كيستند؟
گفتند: كشيش هاى مسيحى هستند كه هرسال درچنين روزى اينجا اجتماع مى كنند وبا هم به زيارت راهب بزرگ كه معبد اوبالاىاين كوه قرار دارد، مى روند و سوالات خود را مى پرسند.
پدرم سرخود را با پارچه اى پوشاند تا كسى او را نشناسد و نزد آن ها رفت. راهب چنان پير بود كه ابروان سفيدش به روى چشمانش افتاده بود . با حريرى زرد ابروان خود را به پيشانى بست و چشمانش را مانند مار افعى به حركت در آورد.
هشام جاسوسى فرستاده بود تا جريان ملاقات پدرم با راهب را گزارش كند. راهب به حاضران نگاه كرد و پدرم را ديد و اين گفتگو بين آن دو روى داد :
راهب : تو از ما هستى يا از امت مرحومه (اسلام) ؟!
امام باقر(عليه السلام) : از امت مرحومه (مورد رحمت خدا).
راهب: از علماى اسلام هستى يا از بى سوادهاى آنان؟!
امام: از بى سوادهاى آن ها نيستم.
راهب: آيا من سوال كنم يا تو؟
امام: تو.
راهب رو به مسيحيان كرد و گفت: عجب است كه مردى از امت محمد (صلّي الله عليه وآله) اين جرأت را دارد كه به من مى گويد: تو بپرس.
راهب 5 سوال كرد و امام يك به يك پاسخ داد.
1 ـ به من بگو آن ساعتى كه نه از شب است, نه از روز چه ساعتى است؟
2 ـ اگر نه از روز و نه شب است پس چيست؟
امام (عليه السلام) : بين طلوع فجر و طلوع خورشيد (بين اول وقت نماز صبح و اول طلوع خورشيد) است. وآن ازساعت هاى بهشت است كه بيماران در آن شفا مى يابند. دردها آرام مى گيرند و...
3 ـ اين كه مى گويند: اهل بهشت مى خورند و مىآشامند ولى مدفوع وادرار ندارند, آيا نظيرى در دنيا دارد؟
امام: مانند طفل در رحم مادرش.
4 ـ مى گويند در بهشت ازميوه ها و غذاها مى خورند ولى چيزى كم نمى شود, نظيرى در دنيا دارد؟
امام: مانند چراغ است كه اگر هزاران چراغ از شعله آن روشن كنند از نور او چيزى كم نمى شود.
5 ـ به من بگوآن دوبرادرچه كسى بودند كه دريك ساعت دوقلواز مادر متولد شدند ودريك لحظه مردن د, يكى پنجاه سال وديگرى 150 سال عمر كرد.
امام: عزيز و عزير بودند كه در يك ساعت به دنيا آمدند و سى سال باهم بودند. خداوند جان عزيررا گرفت و او صد سال جزو مردگان بود, بعد او را زنده كرد و بيست سال ديگر با برادرش زندگى كرد.
پس هردو دريك ساعت مردند.
در اين هنگام راهب از جاى برخاست و گفت : شخصى داناتر ازمن را آورده ايد تا مرا رسوا كنيد. به خدا تا اين مرد درشام هست , با شما سخن نخواهم گفت. هرچه مى خواهيد از او بپرسيد.
مى گويند: وقتى شب شد آن راهب نزد امام آمد و مسلمان شد.
وقتى اين خبر عجيب به هشام رسيد و خبرمناظره در بين مردم شام پخش شد بلا فاصله جايزه اى براى حضرت فرستاد و او را راهى مدينه كرد وافرادى را نيز پيشاپيش فرستاد كه اعلام كنند : كسى با دو پسر ابوتراب باقر و جعفر (عليهم السلام)تماس نگيرد كه جادوگر هستند.
من آن ها را به شام طلبيدم. آن ها به آيين مسيح متمايل شدند . هركس چيزى به آنها بفروشد, يا به آن ها سلام كند, خونش هدر است.

نوشته شده توسط مهران | لينک ثابت |

کتاب کرامات حضرت باب الحوائج نسبت به اهل سنت برای موبایل
موضوع: کتاب چهارشنبه یکم مهر 1388 7:38 بعد از ظهر

گوشه ای از کرامات حضرت باب الحوائج نسبت به اهل سنت

با سلام خدمت دوستان عزیز.

امروز کتابی آماده کردم که گوشه ای از کرامات حضرت باب الحوائج قمر بنی هاشم نسبت به دوستان اهل سنت در آن نقل شده است.تمامی مطالب این کتاب از سایت www.abalfazl.com گرفته شده و این سایت هم مطالب خود را از کتاب هایی نظیر:چهره ی درخشان قمر بنی هاشم،کرامات العباسیه و ... گرفته و تمامی آن ها مستند و واقعی می باشد.

البته به زودی کتاب های دیگری هم آماده می کنم که مربوط به مسیحیان،زردتشتیان و کلیمیان عزیز می باشد و کرامات این بزرگوار به این دوستان می باشد و دو کتاب هم که مربوط میشه به شیعان عزیز که در دست تهیه می باشد.

امیدوارم که این کتاب مقبول حضرت حق و این بزرگوار که عزیز ما شیعیان می باشد قرار بگیرد.

این کتاب توسط نرم افزار پرنیان تهیه شده است.

دانلود با حجم 115KB

رمز فایل: www.lemoon.blogfa.com

نوشته شده توسط مهران | لينک ثابت |

نماز و روزهاتون قبول
موضوع: مطالب جالب و خواندنی پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 1:49 بعد از ظهر
میگن وقتی آب میخورید بگید یا حسین(ع)

این روزها وقتی آب میبینید و نمیخورید زیر لب به آرامی بگید یا اباالفضل...

نماز و روزهاتون قبول.

نوشته شده توسط مهران | لينک ثابت |

دست بريده
موضوع: داستان های آموزنده از معصومین شنبه هفتم شهریور 1388 6:38 بعد از ظهر
عالم جليل القدر، محدث متقى ، ((حضرت آية الله آملا حبيب الله كاشانى رضوان الله تعالى عليه )) فرمود: يك عده از شيعيان در ((عباس آباد هندوستان )) دور هم جمع مى شوند و شبيه ((حضرت عباس (ع ))) را در مى آورند، هر چه دنبال شخص تنومند و رشيد گشتند، تا نقش حضرت را روى صحنه در آورد پيدا نكردند.
بعد از جستجوى زياد، جوانى را پيدا كردند، ولى متأ سفانه پدرش از دشمنان سرسخت ((اهل بيت (ع ))) بود، بناچار او را در آن روز شبيه كردند، وقتى كه شب فرا رسيد و جوان راهى منزل مى شود موضوع را به پدرش ‍ مى گويد.
پدرش مى گويد: مگر عباس را دوست دارى ؟ جوان مى گويد: چرا دوست نداشته باشم ، جانم را فداى او مى كنم .
پدرش مى گويد: اگر اينطور است ، ((بيا تا دستهاى تو را به ياد دست بريده عباس قطع كنم .))
جوان دست خود را دراز مى كند. پدر ملعون بدون ترس دست جوانش را مى برد، مادر جوان گريان و ناراحت مى شود و گويد: ((اى مرد تو از (حضرت فاطمه زهرا) شرم نمى كنى ؟)) مرد مى گويد: اگر ((فاطمه )) را دوست دارى بيا تا زبان تو را هم ببرم ، خلاصه زبان آن زن را هم قطع مى كند و در همان شب هر دو را از خانه بيرون مى اندازد و مى گويد: برويد شكايت مرا پيش ((عباس )) بكنيد.
مادر و پسر هر دو به ((مسجد عباس آباد)) مى آيند و تا سحر دم ((منبر)) ناله و ضجه مى زنند، آن زن مى گويد: نزديكيهاى صبح بود كه ((چند بانوى مجلله اى را ديدم كه آثار عظمت و بزرگى از چهره هايشان ظاهر بود. يكى از آنها آب دهان روى زخم زبان من ماليد فورى شفا يافتم .))
دامنش را گرفتم و گفتم : جوانم دستش بريده و بى هوش افتاد، بفريادش ‍ برسيد.
آن بانوى مجلله فرموده بود آن هم صاحبى دارد. گفتم : شما كيستيد؟
فرمود: ((من فاطمه مادر حسين هستم .)) اين را فرمود و از نظرم غايب شد، پيش پسرم آمدم ، ديدم دستش خوب و سلامت است . گفتم : چطور شفا يافتى ؟
گفت : در آن موقع كه بى هوش افتاده بودم ، ((جوانى نقاب دار بر سر بالينم آمد و فرمود: دستت را سر جاى خود بگذار وقتى كه نگاه كردم هيچ اثرى از زخم نديدم و دستم را سالم يافتم .))
گفتم : آقا مى خواهم دست شما را ببوسم يك وقت اشكهايش جارى شد و فرمود: ((اى جوان عذرم را بپزير چون دستم را كنار نهر علقمه جدا كردند.))
گفتم آقا شما كى هستيد؟
فرمود: ((من عباس بن على (ع ) هستم )) يك وقت ديدم كسى نيست .

عباس عبد صالح پروردگار است

فضلش براى خلق آشكار است 

غافل نگشتى يكدم از حال برادر

در كربلا داد جوانمردى تو دادى

تا آنكه بر روى عقيدت جان نهادى

جانها به قربان تو و عهد و وفايت

بر حق شدى فانى كه چون حق شد بقايت

اى ماه آل هاشمى اى با شهامت

امشب من غمديده رو سوى تو دارم

از طوس روى دل سوى كوى تو دارم

او را مكن در حشر نوميد از شفاعت

نوشته شده توسط مهران | لينک ثابت |

رحمت الهی
موضوع: آموزش یکشنبه یازدهم مرداد 1388 3:28 بعد از ظهر
نقل است که شبی {ابوالحسن خرقانی} نماز همی‌کرد.
آوازی شنود که: «هان بوالحسن! خواهی که آن‌چه از تو می‌دانم با خلق بگویم تا سنگ‌سارت کنند؟»
شیخ گفت: «ای بار تعالی! خواهی تا آن‌چه از رحمت تو می‌دانم، و از کرم ِ تو می‌بینم، با خلق بگویم تا دیگر هیچ‌کس سجده‌ات نکند؟»
آواز آمد: «نه از تو، نه از من!»
نوشته شده توسط مهران | لينک ثابت |

یا اباالفضل
موضوع: داستان های آموزنده از معصومین شنبه سوم مرداد 1388 10:57 بعد از ظهر
نمیدونم چی بگم فردا که تولد امام حسین بعدشم تولد حضرت عباس داره میرسه...

نمیدونم این چیزایی که میخوام بنویسم کار درستیه یا نه...

خداوند کل دنیا... همه ی هستی... همه ی موجودات و جانداران... تمام پیامبران و امامان و معصومین را آفرید تا عباس(ع) را بیافریند... عباس یعنی عشق یعنی معرفت یعنی مرام یعنی سفا یعنی بهشت یعنی تجلی خدا یعنی همه چیز...

هرکی گرفتاری داره ذکر ابالفضل میگیره ..... نداره هیچ راه چاره ذکر ابالفضل میگیره

                       هرکس نشد مجنون او آخر با درد تنهایی میمیره

ذکر ابالفضل العباس ذکر خدای جلیله ...... دست ابالفضل العباس تکیه گه جبرئیله

جان به فدای جمالش هرکی نسازه بخیله ..... عیسی بن مریم در حرم بر کرم ابوفاضل دخیله

یا قمر بنی هاشم...

نوشته شده توسط مهران | لينک ثابت |

" قمر بنی هاشم "
موضوع: داستان های آموزنده از معصومین شنبه سوم مرداد 1388 10:49 بعد از ظهر
پیشاپیش تولد قمر بنی هاشم مبارک باد.....
 

عباس یعنی تا شهادت یکه تازی عباس یعنی عشق، یعنی پاکبازی

عباس یعنی رنگ سرخ پرچم عشق         یعنی مسیر سبز پر پیچ و خم عشق

جوشیدن بحر وفا ، معنای عباس  لب تشنه رفتن تا خدا، معنای عباس

بی لب نهادن لب به جام باده عشق          بی کام نوشیدن تمام باده عشق

این است مفهوم بلند نام عباس      در ساحل بی ساحلی، آرام عباس

چهارم شعبان است و خاندان نبی چشم به راه ومنتظر...

وناگاه عطر دلنشینی فضا را از شمیم آسمانی اش سرشار کرد ؛

مولودی قدم به گیتی نهاد که با گامهای کوچکش فردایی بزرگ را رقم می زد

پدر اورا در آغوش گرفت و بر دستانش بوسه زد، در حالیکه اشک از چشمان مبارکش جاری بود

و همه متعجب بودند از این رفتار امام

امام نگاهی به حسین (ع) کرد و فرمود : این دستها در راه امام خود و برای خدا قطع می شوند.

آری ! اولین مرثیه سرای" عباس " علی (ع) بود ، مرثیه ای که تا ابد بر زبانها جاری می ماند .

عباس در وجاهت چنان بود که مردم او را قمر بنی هاشم می خواندند ؛ به راستی از او چه می توان گفت که فرات نیز با تمامی وسعتش شرمسار دل دریایی اوست .

آری ! در عظمت حضرت ابوالفضل همین بس که در روزنبرد، خطاب برادر به وی چنین بود " جانم به فدایت "

و امام سجاد علیه السلام نیز درباره آن بزرگوار چنین می فرماید : " عباس نزد خداوند از مقام و منزلتی برخوردار است که در روز قیامت همه شهدا به آن غبطه خواهند خورد."

نوشته شده توسط مهران | لينک ثابت |

" قمر بنی هاشم "
موضوع: داستان های آموزنده از معصومین شنبه سوم مرداد 1388 10:47 بعد از ظهر

پیشاپیش 4 شعبان سال روز  ولادت

عبد صالح و باب الحوائج

حضرت ابا الفضل العباس (علیه السلام) 

را به همه مسلمانان، به خصوص شما دوست  گرامی تبریک و تهنیت می گوییم.

«باب الحوائج»

لقب باب الحوائج، یکی از القاب و صفات مشهور حضرت ابا الفضل العباس (علیه السلام) در میان شیعیان است و می توان ادعا کرد این لقب برای آن بزرگوار، بی اساس نیست و آن حضرت برای حوائج مسلمانان و اهل ایمان، بابی از رحمت بی منتهای الهی جهت نجات از سختی های دنیا و آخرت می باشد.

از طرف دیگر، هنگامی که به سراغ کلام اهل بیت (علیهم السلام) در رابطه با حضرت ابوالفضل (علیه السلام) می رویم، شدت علاقه آن ها به ایشان کاملا مشهود است. امیرالمومنین (علیه السلام) در روز ولادت ابوالفضل (علیه السلام) دست های او را می بوسد و گریه می کند.(1) آنگونه که روایات نقل می کنند، صدیقه ی طاهره (سلام الله علیها) در فردای قیامت در جواب پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) که می پرسد: "فاطمه! امروز برای شفاعت امت چه آورده ای؟" عرض می کند: "ای پدر! برای شفاعت امت، دو دست بریده ی فرزندم عباس بس است"(2) و امام حسین (علیه السلام) نیز خطاب به برادر می فرماید: "جان من فدای تو باد."(3)

هم چنین در این رابطه امام زین العابدین (علیه السلام) نیز می فرماید: خدا رحمت کند عباس را که زندگی برادرش (امام حسین(علیه السلام)) را بر زندگی خویش ترجیح داد و (در این راه) متحمل بلا شد و خود را فدای برادر نمود... برای عباس در نزد خداوند درجه ای است که همه ی شهدا در روز قیامت به آن غبطه می خورند.(4)

اما به راستی چرا این گونه است و قمر بنی هاشم چگونه باب الحوائج گشته است؟ واقعا این علاقه ی وافر نسبت به یک فرد، آن هم از طرف بزرگترین اولیای الهی چگونه به دست آمده است؟

هنگامی که در فرازهای مختلف زندگی عباس (علیه السلام) دقت می کنیم، در می یابیم که آن حضرت مطیع همه جانبه اوامر الهی بود و قطعا مقام و منزلت رفیع آن حضرت نیز ریشه در همین اطاعت بدون حد و مرز ایشان از دین خدا دارد. این بنده ی صالح الهی در راه اطاعت از پروردگار خود تا آن جا پیش رفت که در روز عاشورا و در لحظات آخر زندگی خویش، هنگامی که دست راستش قطع گشته بود، می فرمود: به خدا قسم اگر دست راستم را قطع نمایید، من ابدا دست از حمایت دین خدا و حمایت از رسول و امام بر حق بر نمی دارم.(5)

او در این راه به درجه ی رفیع شهادت رسید و از ارواح مطهره و مقربین درگاه الهی گشت. آری، یقینا چنین بنده صالحی محبوب خداوند و اولیاء الهی قرار می گیرد و حقیقتا شایسته است چنین کسی که در مقام رضا و تسلیم قدم بر می دارد، از مردم دستگیری کند و شفیع آن ها باشد و برای رفع حاجاتشان باب حوائج گردد. آری، عباس(علیه السلام)، آشکار کننده و جلوه­ ی صفت قاضی الحاجات پروردگار است.     

 

(برگرفته از کتاب " خصائص العباسیه" نوشته­ی آیت الله سید محمد ابراهیم کلباسی نجفی (با تلخیص)

 

4 شعبان سال روز  ولادت

عبد صالح و باب الحوائج

حضرت ابا الفضل العباس (علیه السلام) 

را به همه مسلمانان، به خصوص شما دوست  گرامی تبریک و تهنیت می گوییم.

نوشته شده توسط مهران | لينک ثابت |

ویژه میلاد امام حسین (ع)
موضوع: داستان های آموزنده از معصومین شنبه سوم مرداد 1388 10:24 بعد از ظهر

نام : حسین

لقب : سید الشهداء

کنیه : ابو عبدالله

نام پدر : علی (ع)

نام مادر : فاطمه (س)

تاریخ ولادت : 3 شعبان

محل ولادت : مدینه

مدت امامت : 11 سال

مدت عمر : 57  سال

تاریخ شهادت : 10 محرم

علت شهادت : عدم بیعت با یزید

نام قاتل : شمر بن ذی الجوشن

محل دفن : کربلا معلی

امام حسین فرزند دومین امام علی و حضرت زهرا علیهم السلام است . آن حضرت در شهر مدینه به روز سوم شعبان  دیده به جهان گشود آن حضرت شش ماه و ده روز با برادر بزرگترش امام حسن (ع) فاصله سنی داشت و مراحل رشد و نمو خویش را  درمدت کمتر از هفت سال در مصاحبت با رسول (ص) و سی سال در کنار امیرالمومنین (ع) و ده سال با امام حسن (ع) گذراند.  و در سال 49 یا 50 هجری پس از شهادت مظلومانه امام حسن (ع)  امامت شیعیان را بر عهده گرفت .


امام حسین (ع)  در شکم مادر، کراماتی صادر شده که از آن جمله است:
1- فاطمه (س) از شکم خود صدای ذکر و تسبیح و تقدیس خدا را می‌شنید.
2- نور حسین (ع)  بر صورت و پیشانی فاطمه زهرا ( س)  ظاهر شده بود، به گونه ای که پیامبر اکرم (ص) به او فرمود: «ای فاطمه، من در صورت تو نوری مشاهده می‌کنم. به زودی حجت و امامی برای مردم به‌دنیا می‌آوری»

 

در روایت دیگری، فاطمه سلام الله علیها فرمود:

 « وقتی فرزندم حسین در شکمم بود، در تاریکی شب، نیازی به چراغ نداشتم.»

 

یکی از ویژگی‌های امام حسین ( ع )  این است که جبرئیل مژده‌ی ولادت و خبر شهادت آن حضرت را پیش از تولدش برای پیامبر گرامی آورده است.


امام صادق (ع)  فرمود:

« جبرئیل بر محمد (ص)  نازل شد و گفت: ای محمد! خدا تو را به مولودی که از فاطمه متولد می‌شود مژده می‌دهد و بدان که امت تو، بعد از تو او را می‌کشند»

پیامبر اکرم (ص) فرمود:

« ای جبرئیل! سلام مرا به پروردگارم برسان. مرا به مولودی که از فاطمه متولد شود و امتم او را بکشند نیازی نیست.»

جبرئیل به آسمان عروج کرد و آنگاه فرود آمد و دوباره همان سخن را گفت. پیغمبر نیز همان پاسخ را تکرار کرد.

جبرئیل به آسمان بالا رفت و آنگاه فرود آمد وگفت:

« ای محمد! پروردگارت به تو سلام می‌رساند و به تو بشارت می‌دهد که امامت و ولایت و وصایت را در نسل آن مولود قرار می‌دهد.»
آن‌گاه پیامبر فرمود: «راضی شدم.»

 

ابن عباس از پیامبر اکرم (ص) نقل می فرمایند که :
وقتی امام حسین (ع) به ‌دنیا آمد، خداوند به جبرئیل وحی کرد که با هزار گروه از فرشتگان، بر من نازل شوند و  ولادت حسین (ع) را به من تهنیت بگویند. هر گروه شامل یک میلیون فرشته بود سوار بر اسب‌های ابلق( سیاه و سفید)، با زین‌ها و دهنه‌های مزین به در و یاقوت، و همراه‌شان فرشتگانی بودند که چوب‌هایی از نور به‌دست داشتند .

 

 جشن میلاد امام حسین (ع) در ملکوت

ابن عباس از پیامبر گرامی نقل می کند:
وقتی امام حسین (ع)  به‌دنیا آمد، خداوند در عالم ملکوت به فرشته خازن و عهده دار آتش جهنم،  وحی کرد که به خاطر مولودی که به پیامبرش عطا کرده است، آتش جهنم را بر اهلش خاموش کند و به رضوان، نگهبان بهشت وحی کرد که بهشت را بیاراید و آن را خوشبو گرداند و به حورالعین وحی فرمود که خود را بیارایند و به دیدار یکدیگر بروند و به ملائکه وحی فرمود که در صفوفی بایستند و به تسبیح و تحمید و تمجید و تکبیر بپردازند.


پيام حضرت امام خمينى( ره ) به مناسبت روز پاسدار

حضرت امام خمینى ره نیز در سوم شعبان سال 1358  به مناسبت ولادت امام حسین( ع ) در پیامی  سوم شعبان را روز پاسدار نامیدند.

بسم الله الرحمن الرحيم
روز مبارك سوم شعبان المعظم را كه روز طليعه پاسدار و پاسدارى از مكتب مترقى اسلام است به عموم هم ميهنان و بخصوص پاسداران انقلاب اسلامى تبريك عرض و بحق بايد اين روز معظم را روز پاسدار بناميم روز ولادت با سعادت بزرگ پاسدار قرآن كريم و اسلام عزيز است، پاسدارى كه هرچه داشت، در راه هدف اهدا كرد و اسلام عزيز را از پرتگاه انحراف رژيم طاغوت بنى اميه نجات داد... اگر فداكارى پاسداران عظيم الشان اسلام و شهادت جوانمردانه پاسداران و اصحاب فداكار او نبود، اسلام در خفقان رژيم بنى اميه و رژيم ظالمانه آن وارونه معرفى مى شد و زحمات نبى اكرم (ص) و اصحاب فداكارش به هدر مى رفت...همه پاسدار اسلام و حکومت حق باشيد. در اينجا پاسداری اين است که اين حکومت، حکومت عدل باشد و پاسداری از عدالت باشد.پاسداری از عدالت اين است که پاسدار خودش موصوف به عدالت باشد تا بتواند پاسداری از عدالت کند...

نوشته شده توسط مهران | لينک ثابت |

خادم العباس
موضوع: داستان های آموزنده از معصومین دوشنبه هشتم تیر 1388 9:27 قبل از ظهر
((مرحوم آيت الله العظمى اراكى رحمة الله عليه )) از مرجع بزرگ ((حضرت آيت الله العظمى ميرزا محمد حسن شيرازى )) صاحب فتواى معروف تنباكو نقل كرد كه ايشان فرمودند:
من براى زيارت مرقد منّور(( امام حسين (ع ))) از سامرا به سوى كربلا روانه شدم ، در مسير راه به يكى از طوايفى كه در آنجا سكونت داشتند رسيدم و به آنها وارد شدم .
رئيس طايفه از من پذيرائى گرمى كرد، در اين ميان زنى نزد من آمد و گفت :(( السلام عليك يا خادم العباس ، سلام بر تو اى خادم عباس .))
من از اين جور سلام كردن متعجب شدم ، از رئيس طايفه پرسيدم اين زن كيست ؟ گفت : خواهرم است . گفتم : چرا اينطور به من سلام مى كند؟!
گفت : علت دارد گفتم : علتش چيست ؟ گفت : من سخت بيمار بودم به طورى كه همه بستگانم از درمان و ادامه زندگيم نااميد شدند، مرگ هر لحظه به من نزديك مى شد. در حال احتضار بودم ، ناگهان منظره اى در برابر چشمم آشكار شد، ديدم خواهرم بر بالاى تپه اى كه جلو محلّ طايفه ما قرار دارد رفت و رو به سوى بارگاه ((حضرت عباس (ع ))) كرد با گيسوى پريشان و ديده گريان گفت : ((يااباالفضل از خدابخواه به برادرم شفا عنايت كند.))
ناگهان ديدم دو بزرگوار به بالين من آمدند، يكى از آنها به ديگرى فرمود: برادرم (( حسين )). ببين اين زن مرا وسيله شفاى برادرش نموده از خدا بخواه او را شفا دهد.
((آقا امام حسين (ع ))) فرمود: برادرم (( عباس )) اين شخص بايد از دنيا برود، كار از كار گذشته ، باز خواهرم براى دومين بار و سومين بار از(( مولانا العباس ‍ (ع ))) تقاضاى عنايت و لطف كرد، ديدم ((حضرت عباس (ع ))) با ديده اشكبار به (( امام حسين (ع ))) فرمود: برادرم از خدا بخواه اين بيمار شفا يابد و گرنه لقب (( باب الحوائجى )) را از من برداريد و بگيريد.
((امام حسين (ع ))) با توجهّى كامل فرمود: اى برادر خدايت سلام مى رساند و مى فرمايد:(( اين لقب برازنده وجود توست و تا قيامت پابرجاست و ما به احترام تو اين بيمار را شفا داديم .))
من سلامتى خود را باز يافتم ، از آن ببعد خواهرم به هركس كه ارادت خاصى داشته باشد و مقام نورانى او در قلبش جاى بگيرد، او را(( خادم العباس )) مى خواند، اين است راز سلام دادن خواهرم به اين نحو مخصوص .
نوشته شده توسط مهران | لينک ثابت |

باب الحوائج...داستانی تکان دهنده از حضرت عباس(ع)...بسیار خواندنی!
موضوع: داستان های آموزنده از معصومین چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 1:24 قبل از ظهر
از این به بعد داستان های آموزنده و معجزات ائمه ی اطهار مخصوصا حضرت باب الحوائج را سعی می کنم برای شما دوستان بگذارم تا با خواندن این داستان ها درس بگیریم.

این داستانی که الان میذارم مربوط میشه به باب الحوائج.ایشون مقام و آبرویی بسیار والا نزد خدا و همه ی ائمه دارن و عجیب حاجت بر آورده میکنند.

عالم ربّانى ((حاج شيخ مرتضى آشتيانى )) رضوان الله تعالى عليه فرمود: كه حجة الاسلام ((حاج ميرزا حسين خليلى طهرانى )) اعلى الله مقاله فرمود: خبر داد ما را شيخ جليل و رفيق نبيل كه با همديگر سر درس ((صاحب جواهر)) رضوان الله تعالى عليه حاضر مى شديم .
يكى از تجار كه رئيس خانواده ((الكبّه )) بود، پسر جوان و خوش صورت و مؤ دبى داشت ، والده اش علوّيه محترمه همين يك پسر را داشتند كه اين هم مريض مى شود، بقدرى مرضش سخت مى شود كه به حال مرگ و احتضار مى افتد.
چشم و پاى او را مى بندند. پدرش از اندرون خانه به بيرون مى رود، و به سر و سينه مى زند مادر علويه اش به حرم مطهر ((حضرت ابوالفضل العباس (ع ))) مشرف مى شود و از كليددار آن آستان خواهش و تمنا مى كند كه اجازه دهد شب را تا صبح توى حرم بماند.
كليددار اول قبول نمى كند، ولى وقتى خودش را معرفى مى كند و مى گويد: ((پسرم محتضر است و چاره اى جز توسل به ساحت مقدس ((حضرت باب الحوائج )) ندارم )) كليددار قبول مى كند و به مستخدمين دستور مى دهد كه علويه را در حرم شب بيتوته كند.
((شيخ جليل )) فرمود: بنده همان شب به كربلا مشرف شدم ...

متن کامل در ادامه ی مطلب...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهران | لينک ثابت |


lemoon.blogfa.com & Designer: lemoon.blogfa